مدیریت ریسک در ترید — سه عددی که به هم گره خوردهاند
بیشتر متنهایی که دربارهی این موضوع میخوانید، مدیریت ریسک را با یک جمله خلاصه میکنند: «حد ضرر بگذار». این جمله غلط نیست، ولی ناقص است — چون حد ضرر بهتنهایی هیچ عددی به شما نمیدهد. آنچه واقعاً تعیین میکند در بدترین حالت چقدر از دست میدهید، رابطهی میان سه متغیر است که اغلب جدا از هم توضیح داده میشوند. این صفحه همان رابطه را باز میکند. روش محاسبه را توضیح میدهد، نه اینکه چقدر ریسک برای شما مناسب است.
- ۱درصد ریسک و فاصلهی حد ضرر را انتخاب میکنید اندازهی پوزیشن نتیجه است.
- ۲«قانون یک درصد» قرارداد رایج است، نه قانون منابع بازههای متفاوت میدهند.
- ۳حد ضررِ فعالشده بهصورت مارکت اجرا میشود پس قیمتش تضمین نیست.
پاسخ کوتاه
مدیریت ریسک یعنی قبل از ورود بدانید در بدترین حالت چقدر از دست میدهید. سه عدد به هم گره خوردهاند: چند درصد از حسابتان را روی این معامله میگذارید، حد ضررتان چقدر فاصله دارد، و اندازهی پوزیشن چقدر میشود.
نکته اینجاست که این سه متغیر مستقل نیستند. با تعیین دوتای اول، سومی دیگر انتخابی نیست؛ نتیجه است. بیشتر متنهای فارسی هر سه را جدا توضیح میدهند و همین رابطه را — که تنها بخش عملی موضوع است — نمینویسند.
چرا این موضوع اصلاً وجود دارد
سوال منصفانهای است. اگر معاملهگری صرفاً حدسزدن جهت قیمت بود، مدیریت ریسک موضوع جداگانهای نمیشد؛ کافی بود بیشتر اوقات درست حدس بزنید. دلیل وجود این موضوع این است که در بازارهای اهرمی، سرعتِ از دست دادن با سرعتِ بهدست آوردن یکی نیست: یک ضرر بزرگ چند سود کوچک را پاک میکند و برگرداندنش به معاملههای بیشتری نیاز دارد تا خودِ ضرر.
عددی که یک نهاد ناظر اروپایی منتشر کرد — و چه چیزی نمیگوید
در ۲۷ مارس ۲۰۱۸، سازمان اوراق بهادار و بازارهای اروپا (ESMA) در اطلاعیهای که فروش اختیار معاملهی دوگانه را ممنوع و CFD را محدود میکرد، به تحلیلهای نهادهای ناظر ملی استناد کرد: در بازهای که بررسی شده بود، معمولاً ۷۴ تا ۸۹ درصد حسابهای سرمایهگذاران خرد روی این معاملات ضرر میکردند. همین اطلاعیه ارائهدهندهها را ملزم کرد هشدار ریسک استانداردی نمایش بدهند که درصد حسابهای زیانده خودشان را در آن اعلام کنند.
بدون این دو قید نقلش نکنید و از روی آن دربارهی بازار رمزارز نتیجه نگیرید. این نه پیشبینی است، نه توصیه، و نه ادعایی دربارهی اینکه شما چه سرنوشتی خواهید داشت. تنها چیزی که نشان میدهد این است که یک نهاد ناظر، در یک محصول اهرمیِ خردهفروشی، ابعاد زیان را بهاندازهای بزرگ دیده که ورود کند. همین توضیح میدهد چرا «مدیریت ریسک» اصلاً موضوعی جدا از «تحلیل بازار» است.
بقیهی این صفحه به آن آمار برنمیگردد. کاری که میکند این است که روش محاسبهی زیان محتمل را قبل از ورود توضیح بدهد.
رابطهی سهگانه: ماشینحساب کاغذی
سه عددی که در ابتدای صفحه گفته شد، سه متغیر یک رابطهی سادهاند. اگر فقط یک چیز از این صفحه بماند، همین باشد: شما دو عدد اول را انتخاب میکنید و عدد سوم از دل آن دو بیرون میآید.
- تصمیم میگیرید حداکثر چند درصد از حساب را روی این معامله ریسک کنید
این «حداکثر مبلغی» است که اگر معامله کاملاً خلاف شما پیش برود حاضرید از دستش بدهید — نه مبلغی که وارد معامله میکنید. این دو یکی نیستند و خلطشدنشان رایجترین اشتباه در این محاسبه است.
- تصمیم میگیرید حد ضرر چقدر فاصله داشته باشد
بر حسب درصد از قیمت ورود. اینکه این فاصله را از کجا بیاورید — ساختار نمودار، نوسان اخیر، یا هر روش دیگری — موضوع این صفحه نیست. اینجا فقط یک عدد ورودی است.
- اندازهی پوزیشن از تقسیم این دو درمیآید
اندازهی پوزیشن برابر است با «مبلغی که حاضرید از دست بدهید» تقسیم بر «درصد فاصله تا حد ضرر». همین. عدد سوم انتخابی نیست؛ نتیجه است. اگر آن را جداگانه انتخاب کنید، در واقع دارید بدون اینکه بدانید یکی از دو عدد قبلی را عوض میکنید.
یک مثال کاملاً فرضی
هر عددی که در این بخش میآید فرضی است و صرفاً برای نشاندادن مکانیزم محاسبه انتخاب شده. هیچکدام پیشنهاد نیستند.
فرض کنید حسابی به اندازهی ۱۰۰ واحد فرضی دارید. فرض کنید تصمیم گرفتهاید روی این معامله حداکثر ۱ واحد ریسک کنید، یعنی ۱ درصد حساب. و فرض کنید حد ضررتان ۵ درصد پایینتر از قیمت ورود قرار دارد.
اندازهی پوزیشن میشود ۱ تقسیم بر ۰٫۰۵، یعنی ۲۰ واحد فرضی. توجه کنید چه اتفاقی افتاد: شما ۲۰ واحد وارد معامله میکنید، در حالی که چیزی که ریسک کردهاید ۱ واحد است. اگر قیمت ۵ درصد پایین بیاید و حد ضرر بخورد، ۵ درصدِ آن ۲۰ واحد میشود همان ۱ واحد. عددی که «ریسک میکنید» با عددی که «وارد میکنید» یکی نیست.
و همینجا یک تله هست
حالا عدد اول را ثابت نگه دارید و فقط فاصلهی حد ضرر را عوض کنید. تمام اعداد این جدول فرضیاند:
| ریسک هر معامله (فرضی) | فاصله تا حد ضرر (فرضی) | اندازهی پوزیشن | سهم پوزیشن از حساب |
|---|---|---|---|
| ۱ واحد از ۱۰۰ | ۱۰٪ | ۱۰ واحد | ۱۰٪ |
| ۱ واحد از ۱۰۰ | ۵٪ | ۲۰ واحد | ۲۰٪ |
| ۱ واحد از ۱۰۰ | ۲٪ | ۵۰ واحد | ۵۰٪ |
| ۱ واحد از ۱۰۰ | ۱٪ | ۱۰۰ واحد | ۱۰۰٪ |
الگو روشن است: هرچه حد ضرر نزدیکتر باشد، با همان ریسک ثابت، پوزیشن بزرگتر میشود. این وسوسهانگیز است — به نظر میرسد راهی پیدا کردهاید که هم بزرگ معامله کنید و هم کم ریسک کنید.
حد ضرری که خیلی نزدیک قیمت ورود باشد، با نوسان معمولی بازار هم فعال میشود، نه فقط وقتی تحلیلتان اشتباه بوده. آنوقت شما همان ۱ واحد را میبازید، ولی دفعات بیشتری. جدول بالا در هر چهار سطر «۱ واحد ریسک» میگوید، اما احتمال بهواقعیترسیدن آن ۱ واحد در سطر آخر خیلی بیشتر از سطر اول است — و جدول این را نشان نمیدهد.
ضرب دیگری هم اینجا هست که در جدول دیده نمیشود: هرچه پوزیشن بزرگتر باشد، کارمزد و اسپردی که میپردازید هم بزرگتر است، چون اینها روی حجم معامله حساب میشوند نه روی ریسک شما. در بخش حد ضرر به این برمیگردیم.
«قانون یک درصد» قانون نیست
احتمالاً جایی خواندهاید که «در هر معامله بیش از یک درصد حسابتان را ریسک نکنید». این جمله آنقدر تکرار شده که شکل قاعده به خودش گرفته است. ولی وقتی دنبال منبعش میگردید، چیزی پیدا نمیکنید: نه مقرراتی، نه مستند فنیای، نه پژوهشی که آن را استخراج کرده باشد.
چرا منابع مختلف عددهای متفاوت میدهند
کافی است چند صفحهی اول نتایج جستوجوی فارسی همین موضوع را کنار هم بگذارید تا تناقض را ببینید. یکی مینویسد ریسک هر معامله باید بین ۰٫۱ تا ۴ درصد باشد؛ دیگری مینویسد سقف مجموع سرمایهی درگیر ۱۰ درصد است؛ سومی عدد دیگری میدهد. هیچکدام هم توضیح نمیدهند چرا این عدد و نه عدد دیگر.
دلیلش این است که اینها اصلاً از یک جنس نیستند. بعضی دربارهی هر معامله حرف میزنند و بعضی دربارهی مجموع سرمایهی درگیر در یک زمان؛ این دو عدد کاملاً متفاوتاند و مقایسهشان بیمعناست. مهمتر اینکه هیچکدام از جایی مشتق نشدهاند — قرارداد رایج میان معاملهگرها هستند، نه نتیجهی محاسبهای که بشود بازسازیاش کرد.
چه چیزی در این قرارداد ثابت است و چه چیزی سلیقهای
یک چیز ثابت است و ارزش نگهداشتن دارد: اینکه پیش از ورود یک سقف مشخص برای زیان تعیین کنید و آن سقف را از پیش بدانید، نه بعد از اینکه بازار حرکت کرد. این همان چیزی است که ورودی شمارهی یکِ محاسبهی بالا را میسازد و بدون آن هیچ محاسبهای ممکن نیست.
اما اندازهی آن سقف سلیقهای است و به چیزهایی بستگی دارد که در یک صفحهی آموزشی قابل تعیین نیست: کل دارایی شما، اینکه این پول چه نقشی در زندگیتان دارد، افق زمانیتان، و اینکه چند معاملهی همزمان باز نگه میدارید. در این صفحه هیچ عددی بهعنوان درصد ریسک «درست» پیشنهاد نمیشود. دادهای نداریم که بگوییم کدام درست است، و اگر هم داشتیم گفتنش توصیهی مالی میشد.
ریسک به ریوارد — نسبتی که بهتنهایی معنی ندارد
نسبت ریسک به ریوارد یعنی فاصلهی حد ضرر را با فاصلهی هدف سود مقایسه کنید. اگر حد ضررتان ۵ درصد پایینتر و هدفتان ۱۰ درصد بالاتر از قیمت ورود باشد، نسبت میشود ۱ به ۲: در ازای هر واحدی که ریسک میکنید، دو واحد هدف گرفتهاید.
چرا بدون نرخ برد، این نسبت چیزی نمیگوید
این نسبت بهتنهایی نمیگوید معاملهگریتان جواب میدهد یا نه، چون فقط نصف معادله است. نصف دیگرش نرخ برد است: چند درصد از معاملههایتان به هدف میرسند پیش از اینکه به حد ضرر بخورند.
و این دو معمولاً در جهت مخالف هم حرکت میکنند. هرچه هدف سود را دورتر بگذارید نسبت بهتری روی کاغذ میسازید، ولی احتمال اینکه قیمت پیش از رسیدن به آن هدف برگردد بیشتر میشود. نسبتی که روی کاغذ عالی است میتواند نرخ بردی داشته باشد که آن را بیاثر کند.
حساب سربهسر
میشود مرز را دقیق نوشت. اگر اندازهی ریسک را در همهی معاملهها ثابت نگه دارید، نرخ بردی که در آن نه سود میکنید نه ضرر — پیش از احتساب هزینهها — از این رابطه درمیآید:
یعنی با نسبت ۱ به ۱ باید بیش از ۵۰ درصد معاملهها به هدف برسند تا از سربهسر عبور کنید؛ با نسبت ۱ به ۲ حدود ۳۳ درصد؛ با نسبت ۱ به ۳ حدود ۲۵ درصد. اینها نتیجهی یک تقسیم سادهاند، نه توصیه — و میگویند نسبت ریسک به ریوارد فقط آستانهی نرخ برد لازم را جابهجا میکند، نه اینکه سودآوری بسازد.
دو قید مهم بر همین حساب: اول اینکه نرخ بردِ واقعیِ شما چیزی نیست که از قبل بدانید؛ فقط از ثبت معاملههای گذشته درمیآید و در بخش ژورنال به آن برمیگردیم. دوم اینکه این آستانه پیش از کارمزد و اسپرد است و آنها آستانه را بالاتر میبرند. در این صفحه هیچ نسبت ریسک به ریوارد «خوبی» تعریف نمیشود.
حد ضرر: چه چیزی را تضمین میکند و چه چیزی را نه
تا اینجا فرض کردیم وقتی قیمت به حد ضرر برسد، دقیقاً همان مقداری که حساب کردهاید از دست میرود. این فرض همیشه درست نیست و دلیلش در مکانیزم خود سفارش است.
وقتی فعال شد، مارکت میشود
حد ضرر خودش یک معامله نیست؛ یک شرط است. مستندات کراکن رفتار بعدش را بیابهام توضیح میدهد: وقتی قیمت به قیمت استاپ برسد، سفارش فوراً بهصورت یک سفارش مارکت اجرا میشود و کارمزد تیکر میگیرد. مکانیزم کامل این سفارشها و تفاوتشان با استاپلیمیت در انواع سفارش باز شده است.
پس ضرر واقعی میتواند از عدد محاسبهشده بیشتر شود
چون یک سفارش مارکت ساخته میشود، قیمت اجرا را دفتر سفارش در همان لحظه تعیین میکند، نه عددی که شما وارد کرده بودید. همان مستندات صریح مینویسد که ممکن است سفارش در فروش پایینتر از قیمت استاپ پر شود، و اضافه میکند که در بازارهایی با نوسان زیاد و نقدشوندگی نسبتاً کم — و بازار رمزارز را نمونهی همین میداند — محتمل است قیمت اجرا بهطور معناداری بدتر از قیمت استاپ باشد.
عدد ۱ واحدی که در مثال بالا حساب کردیم، فرض میگیرد حد ضرر دقیقاً در همان قیمت پر میشود. اگر بدتر پر شود، زیان واقعی از آن عدد بیشتر میشود. این قید چیزی نیست که بشود حذفش کرد؛ چیزی است که باید بدانید هنگام محاسبه در حال نادیدهگرفتنش هستید.
سفارش استاپلیمیت این مشکل را با یک معاوضه عوض میکند: قیمت را نگه میدارد، ولی مستندات کراکن هشدار میدهد سفارش لیمیت هیچ تضمینی برای اجرا ندارد و اگر بازار سریع رد شود ممکن است اصلاً پر نشود. آنوقت هم قیمتتان را نگرفتهاید و هم از معامله خارج نشدهاید. این یک انتخاب میان دو ریسک است، نه ارتقا از نسخهی ساده به نسخهی بهتر.
کارمزد و اسپرد هم بخشی از همان ضررند
محاسبهای که کردیم فقط حرکت قیمت را دید. اما شما دو بار هزینه میپردازید — یکبار هنگام ورود و یکبار هنگام خروج — بهعلاوهی اسپرد. اینها روی حجم معامله حساب میشوند، نه روی مبلغی که ریسک کردهاید؛ یعنی هرچه پوزیشن بزرگتر باشد سهمشان از زیان بیشتر است. و همانطور که در بخش قبل دیدید، حد ضررِ فعالشده کارمزد تیکر میگیرد که معمولاً گرانتر از میکر است.
در این صفحه هیچ درصد کارمزدی نقل نشده؛ این عددها بین صرافیها و سطحهای حجمی فرق میکنند و مرتب عوض میشوند. برای فهمیدن خود مفهوم کارمزد و اسپرد و برای دیدن اثر واقعیشان روی یک خرید مشخص ابزار هزینهی واقعی خرید.
وقتی اهرم وارد میشود
رابطهی سهگانه با اهرم عوض نمیشود. همان تقسیم سر جایش است و اندازهی پوزیشن همچنان نتیجه است، نه انتخاب. چیزی که عوض میشود فاصلهی شما تا نقطهای است که دیگر اختیاری در کار نیست.
در معاملهی بدون اهرم، اگر حد ضرر پر نشود بدترین حالت این است که دارایی را نگه میدارید و ارزشش کم میشود. با اهرم، پیش از آن به نقطهای میرسید که پلتفرم خودش پوزیشن را میبندد — لیکوئید شدن. یعنی علاوه بر حد ضررِ شما، یک خط دوم هم روی نمودار هست که شما نگذاشتهایدش و هرچه اهرم بیشتر باشد به قیمت ورودتان نزدیکتر است.
نتیجهی عملیاش این است که در معاملهی اهرمی محاسبهی بالا کافی نیست. باید بدانید فاصلهی حد ضررتان از فاصلهی آن خط دوم کمتر است یا بیشتر؛ اگر بیشتر باشد، پوزیشن پیش از رسیدن به حد ضرر شما بسته میشود و کل محاسبه بیاثر میماند. اینکه آن خط دوم کجا میافتد و چه چیزهایی جلوترش میآورند، موضوع لیکویید شدن و اهرم است؛ و اینکه اصلاً کدام محصول اهرم دارد و کدام ندارد در تفاوت اسپات، فیوچرز و معاملات تعهدی توضیح داده شده.
ریسکهایی که این مقاله دربارهشان نیست
هر چیزی که تا اینجا خواندید دربارهی یک ریسک است: اینکه قیمت خلاف شما حرکت کند. این تنها راهی نیست که پول از دست میرود و بقیهی راهها با هیچ فاصلهی حد ضرری مدیریت نمیشوند.
عبارت بازیابی گمشده، حساب صرافی که مسدود میشود، داراییای که به آدرس یا شبکهی اشتباه فرستاده شده، تأییدیهای که به یک قرارداد ناشناس دادهاید — هیچکدامشان به درصد ریسک هر معامله ربطی ندارند و در محاسبهی این صفحه ظاهر نمیشوند. اینها موضوع صفحهی دیگری است: ریسک ارز دیجیتال برای تازهکار.
ژورنال معاملاتی — بدون ثبت، هیچکدام از این عددها قابل بازبینی نیست
به حساب سربهسر برگردیم. آن رابطه یک ورودی داشت که هنوز بهدستش نیاوردهایم: نرخ برد واقعی شما. این عدد از تحلیل بازار درنمیآید و کسی هم نمیتواند به شما بگوید چقدر است. تنها راه بهدستآوردنش این است که معاملههایتان را ثبت کرده باشید.
ژورنال معاملاتی یعنی همین: برای هر معامله بنویسید قبل از ورود چه تصمیمی گرفته بودید و بعدش چه شد. حداقلی که این صفحه را قابل بازبینی میکند چند قلم است — قیمت ورود، جایی که حد ضرر را گذاشته بودید، مبلغی که تصمیم داشتید ریسک کنید، اندازهی پوزیشنی که از محاسبه درآمد، و در پایان قیمتی که واقعاً با آن خارج شدید.
آن قلم آخر مهمتر از بقیه است. مقایسهی «قیمتی که حد ضرر گذاشته بودم» با «قیمتی که واقعاً خارج شدم» تنها راهی است که میفهمید همان اختلافی که در بخش قبل گفته شد در معاملههای خودتان چقدر بوده — و اینکه ضرر واقعیتان بهطور معمول از عدد محاسبهشده بیشتر درمیآید یا نه.
و یک نکته که ربطی به عدد ندارد: نقشه داشتن با اجرا کردن نقشه یکی نیست — چرا این دو از هم فاصله میگیرند، موضوع روانشناسی ترید و فومو است. ژورنال جایی است که این دو از هم جدا میشوند — معاملهای که در آن حد ضرر را وسط کار جابهجا کردهاید یا پوزیشن را بزرگتر از محاسبه گرفتهاید، در ژورنال دیده میشود و در حافظه نه.
سوالهای پرتکرار
اندازهی پوزیشن را چطور حساب کنم؟
اندازهی پوزیشن برابر است با مبلغی که حاضرید در این معامله از دست بدهید، تقسیم بر درصد فاصلهی حد ضرر تا قیمت ورود. مثلاً — کاملاً فرضی — اگر حاضرید ۱ واحد از حساب ۱۰۰ واحدی را ریسک کنید و حد ضررتان ۵ درصد پایینتر است، اندازهی پوزیشن ۲۰ واحد میشود. توجه کنید که مبلغی که وارد معامله میکنید با مبلغی که ریسک میکنید یکی نیست.
«قانون یک درصد» از کجا آمده و باید رعایتش کنم؟
منبع اولیهای ندارد. نه مقرراتی است، نه از محاسبهای مشتق شده؛ قراردادی رایج میان معاملهگرهاست و منابع مختلف بازههای متفاوتی برایش میدهند — یکی ۰٫۱ تا ۴ درصد هر معامله مینویسد، دیگری سقف ۱۰ درصد کل سرمایه، که اصلاً دو چیز متفاوتاند. چیزی که در این قرارداد ارزش دارد تعیین یک سقف مشخص پیش از ورود است، نه عدد خاصی. این صفحه هیچ عددی پیشنهاد نمیکند.
نسبت ریسک به ریوارد چقدر باید باشد؟
این صفحه هیچ نسبتی را «خوب» تعریف نمیکند، چون این نسبت بهتنهایی معنا ندارد. آنچه میشود دقیق گفت این است که نسبت، آستانهی نرخ بردِ لازم را جابهجا میکند: نرخ برد سربهسر برابر است با ۱ تقسیم بر ۱ بهعلاوهی نسبت ریوارد به ریسک. با نسبت ۱ به ۲ این آستانه حدود ۳۳ درصد میشود. نرخ برد واقعی شما هم چیزی است که فقط از ثبت معاملههای گذشته درمیآید، و کارمزد و اسپرد آستانه را بالاتر میبرند.
حد ضرر جلوی ضرر بیشتر از عددی که حساب کردم را میگیرد؟
نه لزوماً. آنچه تضمین میشود نقطهی فعالشدن است، نه قیمت اجرا. مستندات کراکن میگوید سفارش استاپلاس با رسیدن قیمت به قیمت استاپ، فوراً بهصورت یک سفارش مارکت اجرا میشود، و در بازارهایی با نوسان زیاد و نقدشوندگی کم — که بازار رمزارز را نمونهاش میداند — محتمل است اجرا بهطور معناداری بدتر از قیمت استاپ باشد. یعنی زیان واقعی میتواند از عددی که محاسبه کردهاید بیشتر دربیاید.
اگر حد ضرر را خیلی نزدیک بگذارم چه میشود؟
با ریسک ثابت، هرچه حد ضرر نزدیکتر باشد اندازهی پوزیشن بزرگتر میشود؛ این از خود رابطه درمیآید. ولی حد ضرر خیلی نزدیک با نوسان معمولی بازار هم فعال میشود، نه فقط وقتی تحلیل اشتباه بوده. پس ریسک هر معامله کم نشده، فقط دفعات بهواقعیترسیدنش زیاد شده — و چون پوزیشن بزرگتر است، کارمزد و اسپرد بیشتری هم میپردازید.
آن آمار ۷۴ تا ۸۹ درصد یعنی من هم ضرر میکنم؟
نه، و آن عدد چنین چیزی نمیگوید. مربوط به معاملات CFD است نه فیوچرز رمزارز، و به بازار اروپا در مقطعی که ESMA در مارس ۲۰۱۸ بررسی کرد. نه پیشبینی است نه توصیه؛ فقط توضیح میدهد چرا یک نهاد ناظر در یک محصول اهرمیِ خردهفروشی وارد شد و چرا مدیریت ریسک موضوعی جدا از تحلیل بازار است.
منابع
- Kraken Support — Stop Loss Orders اجرای سفارش استاپلاس بهصورت سفارش مارکت پس از فعالشدن، کارمزد تیکر، و احتمال اجرا با قیمتی بهطور معنادار بدتر از قیمت استاپ در بازارهای پرنوسان و کمعمق — بررسیشده در ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
- Kraken Support — Market and Limit Orders نبود تضمین اجرا در سفارش لیمیت، و تضمیننشدن قیمت در سفارش مارکت — بررسیشده در ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
- ESMA — اطلاعیه ۲۷ مارس ۲۰۱۸ درباره ممنوعیت اختیار معامله دوگانه و محدودیت CFD استناد به تحلیل نهادهای ناظر ملی مبنی بر زیان ۷۴ تا ۸۹ درصد حسابهای سرمایهگذاران خرد در معاملات CFD، و الزام ارائهدهندهها به نمایش هشدار ریسک استاندارد شامل درصد حسابهای زیانده — بررسیشده در ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
سلب مسئولیت: این مطلب آموزشی است و توصیه مالی یا سرمایهگذاری محسوب نمیشود. این صفحه روش محاسبه را توضیح میدهد، نه اینکه چه میزان ریسک برای شما مناسب است؛ آن تصمیم به وضعیت مالی و هدف خود شما بستگی دارد. هیچ استراتژی ورود و خروجی در این صفحه پیشنهاد نشده. معامله در بازار رمزارز ریسک از دست دادن سرمایه دارد و هیچ روش مدیریت ریسکی این ریسک را حذف نمیکند.